درود بر مل گیبسون
-
تاریخ: 1396/2/4 ساعت: 14:25
#بی_نظیر #ببینید دانلود
##note to self
-
تاریخ: 1396/2/4 ساعت: 14:25
1. به امید اینکه می توانی کسی را تغییر بنیادی بدهی با او ازدواج نکن. 2. به امید اینکه می توانی مدل ساخته شده در Zbrush را در 3دی اس مکس ساده کنی آن را ایمپورت نکن. 3. به امید اینکه فلان آدم را توی مهمانی تحت تاثیر قرار بدهی، فلان لباست را نپوش. 4. به امید اینکه تندی فلفل از بین برود، آب نخور. 5. و م...
Mamma son tanto felice...
-
تاریخ: 1396/2/4 ساعت: 14:25
1. نمی دانم چرا چندوقتی است که به مرض پیشنویس کردن پستها مبتلا شدم. از آن مدلها که آدم فقط می خواهد با ملودی تق تق کیبرد، ذهنش را خالی کند. حتی با همین دست دردناک. قضیه ی دستم این است که دیروز توی باشگاه خر بازی درآوردم و نزدیک بود مویرگش پاره شود، اما فکر کردم که چقدر دلم می خواهد به سراغ TRX بروم.
99 سال کبریت بیخطر
-
تاریخ: 1396/2/4 ساعت: 14:25
روی صندلی کنار کانتر نشستهبودم و داشتم یکی از طاقت فرساترین کارهای دنیا را انجام میدادم: پاک کردن برنج. علت طاقت فرساییاش این است که اگر تمرکز نابودی داشتهباشی، در حینش عملا هییییچ کار دیگری نمیتوانی انجام بدهی. حتی فکر کردن. چندبار خیز برداشتم که هدفون و گوشیام را بیاورم، اما به این فکر کردم
it is strange...
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 16:48
سوال: اگر فیلمهای inception, harry potter, و kill bill راتوی یک مخلوط کن بریزند و اسم عرفانی رویش بگذارند محصول چه می شود؟ جواب: doctor strange +راستش را بخواهید از اینکه اینهمه وقت منتظر این فیلم بودم از خودم خجالت می کشم. شاید چون فکر می کردم خیلی خیلی متفاوت باشد. به عنوان یک ابرقهرمان مدل جدی
#یادداشت
-
تاریخ: 1396/1/12 ساعت: 16:48
جالب است که هرچقدر تکنولوژی بیشتر پیشرفت می کند، توقعات بالاتر می رود و سخت تر می شود دیگران را تحت تاثیر قرار داد. آدمها زود حوصله شان سر می رود و هی می خواهند شگفت زده شوند. الان اگر بخواهی کاری را به روال 10 سال هم نه، 5 سال پیش انجام بدهی برچسپ معمولی و کپی می خوری و باید حتما چیز خیلی خاصی برای
ایرانی میتواند، اما.....
-
تاریخ: 1396/1/10 ساعت: 16:53
گشاد است. + یک لطفی به خودمان کنیم و سال جدید متفاوت باشیم. کوشاتر و مصممتر. احترام به خودمان طور مثلا.
از این روزها
-
تاریخ: 1396/1/10 ساعت: 16:53
6 فروردین-26 march. نگاهش کنید خب. اصلا قیافهی این روز جان میدهد برای اینکه درش خوشحال باشی. چند ساعتی میشود که از مسافرت برگشتهام، با لیف و سنگ پای مورد علاقه ام حمام کردهام، یک سالادسزار پرجوجه به خورد ملت دادهام و الان با کلهای شبیه سبد روی تخت نشستهام و به این فکر میکنم که چرا انقدر ا
من به اعداد زوج خوشبینم
-
تاریخ: 1396/1/1 ساعت: 22:23
سال نو مبارک :) امیدوارم این سال جدید برای همه پر از اتفاقات خوب و آرامش و رسیدن به آرزوها باشد +یک کیسهی بزرگ فندق به آدم بدهند و بگویند همهاش برای خودت. خوشبختی مگر شاخ و دم دارد؟
بیا گُلِ ریحون دارم، دیگه نوروز تو راهه...*
-
تاریخ: 1395/12/28 ساعت: 21:53
بهارفصل مورد علاقهام است و جز این هم انتظار نمیرود. من فرزند بهارم و او ولی نعمتم، و مثل کسی که میزبان ولی نعمتش است، هرسال موقع رسیدنش در پوست خودم نمیگنجم. البته منهای دو هفتهی اول که دوستش ندارم و خستهام میکند. دید و بازدیدها، سوالات مضحک، مهمانی دادنها و مهمانی رفتنها، مسافرت های اجب
از خاطرات زندانی 1 در سلول 2
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 5:11
صدای کوبیده شدن آهن پنجره آن هم این موقع صبح، یادم آورد که آقایی که برای تمیز کردن پنجره ها آمده حالا اینجاست. لعنت. قرار بود قبل از آمدنش بیدار شوم و کارهایم را بکنم. چیزی بخورم و بعد لپ تاپ و اینهایم را جمع کنم و همراه بقیه ی خرت و پرتها، بروم و درسلول 2 بساط کنم(بابا من و امیر را زندانی 1 و زندان
فقط برو...
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 5:11
سال 95 حتی در آخرین نفسهایش هم دست از مسخره بازی بر نمیدارد و همینطور دارد به بردن آدمها ادامه می دهد، مثل کسی که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد و همه چیز را به آتش میکشد، به پیر و جوان هم رحم نمی کند... رفتن تکتک عزیزان هنرمند و دیگر نداشتنشان دردناک بود، اما بردن این آخریها به جد نامردی بود. نام...
مستاجر
-
تاریخ: 1395/12/27 ساعت: 5:11
شده اند دوتا. قبلا که برق نقره ای را لای موهایم میدیدم، سعی میکردم لابلای موهای دیگر پنهانش کنم، اما حالا شدهاند دوتا. یکی را میتوان خفه کرد، توی دهانش زد و حتی سربه نیستش کرد؛ اما وقتی که بیشتر میشوند، صدایشان هم بلندتر میشود و سربه نیست کردنشان سختتر. دومی را از دیروز که چتری گذاشتم کشف کرد
مزاحم تلفنی پست مدرن
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:43
در این زمانه ای که دیگر مهمترین کارها را هم به وسیله ی پیام به آدم ابلاغ می کنند، یک نفر هر دو روز یکبار به من زنگ می زند و بی آنکه چیزی بگوید، سخنرانی های مختلفی از شهید چمران، امام خمینی، دکتر شریعتی، امیرعباس هویدا، و افراد دیگرتاریخ سیاست پخش میکند. اوایل سریع تماس را قطع می کردم، اما بعدتر کن
چسناله طور شاید موقت
-
تاریخ: 1395/12/22 ساعت: 12:43
داشتم در مطالب قدیمی دنبال چیزی می گشتم که چشمم به این پست افتاد. فکر می کنم باید در جواب خود سه سال پیشم بگویم: بزن بغل باباااا سال 95 داره میآد! -_- برخلاف عنوان، هیچ تمایلی به غر و چسناله ندارم. یعنی موقع شروع پست داشتم، اما بعد فکر کردم که چندسال دیگر چشمم به غرهای الانم می افتد و خجالت می کشم.
در رویا، من چیزی شبیه قطرهی بارانم
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 16:52
باران می آمد و من نمی دانستم، و وقتی که زمین خیس حیاط جلوی چشمم ظاهر شد و اولین قطره ی آب از بالا روی دماغم افتاد، یادم آمد که دستکش هایم را جا گذاشتم. و کی حوصله داشت که راهش به کنار، آن کیف درهم را بگردد به دنبال کلید. چترم را باز کردم و به این فکر کردم که چه کار کنم که چتر روی سرم بایستد و دستم ه...
I tuoi capelli che nel vento volano
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 16:52
1. میز آینه ام شده است شبیه طاقچه ی هندی ها. انواع و اقسام روغن های مختلف اعم از بادام و زیتون و بنفشه و این چیزها برای تقویت پوست و مو و گوش و دماغ و دهن و اینها کنار هم چیده شده و جالبی قضیه اینجاست که هیچکدام هم هیچوقت استفاده نمیشوند. صرفا آنجا گذاشته شدهاند که بعضی اوقات چشمم بهشان بیوفتد و پیش...
چقدر آشنا....
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 16:52
از کتاب سبکی تحمل ناپذیر هستی (بار هستی)/ میلان کوندرا سوال اینجاست، که آیا جامعه ی ما یک جامعه ی مرفه محسوب میشود؟
از ویرایش نشده های همینجوری
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 16:52
ادامه مطلب
د- ز-د
-
تاریخ: 1395/12/17 ساعت: 16:52
Cobb: That's what it's all about - interrupting someone's life, making them see all the things they took for granted. Like when they go back and buy all this stuff from the shelves with the insurance money, they'll have to think for the first time in a long time why they wanted all this stuff, what ...